مادر
گفتم مادر! ... گفت: جانم
گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم
گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم
اما یک بار نگفتم:مادر من خوبم
شادم...!
همیشه از درد گفتم
و از رنج.....!
مادر دوستت دارم
گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم
گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم
اما یک بار نگفتم:مادر من خوبم
شادم...!
همیشه از درد گفتم
و از رنج.....!
مادر دوستت دارم
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۶ ب.ظ توسط رضائی عباسعلی
|